تبليغاتX
:.سيب سبز.:
سه شنبه 8 شهریور1390
نویسنده این وبلاگ از سفر قندهار برگشته...بعد از 2 سال...با کلی تجربه های خرکی...

آماده دریافت جملات نغز اینجانب باشید...

پ.ن:

دقت کردین تو این 2-3 سال چی به سر مملکتمون اومده؟؟؟؟


» نوشته شده در ساعت 0:17 توسط سیب سبز
» لینک |


سه شنبه 8 دی1388
این مکان تا اطلاع ثانوی و بهبود یافتن حال نویسنده آن غیر فعال میباشد....

نویسنده (اگر خدا بخواهد)رو به قبله دراز شده است....

پ.ن

۱.رولت روسی بازی کردم...یه گلوله تو مغزم جا خوش کرده...یه جایی بین ناحیه بروکا و مخچه...عملا قدرت تفکر و منطق رو ازم گرفته...

۲.رولت روسی بازی کردم...به جای یه ششلول ساده یه شات گان برداشتم.ولی نتیجه این شده...

۳.رولت روسی بازی کردم واسه این که بمیرم و این اتفاقات رو تو خاک و مملکتم نبینم ولی حالا دارم توی برزخ ناباوری دست و پا میزنم....

۴.این مکان تا اطلاع ثانوی و بهبود یافتن حال نویسنده آن غیر فعال میباشد....

» نوشته شده در ساعت 18:21 توسط سیب سبز
» لینک |


روان پریشی در 16 آذر
دوشنبه 16 آذر1388

چراغ خانه ظالم که تا محشر نمی سوزد

اگر سوزد شبی سوزد شبی دیگر نمی سوزد.

» نوشته شده در ساعت 20:9 توسط سیب سبز
» لینک |


تناسخ1
سه شنبه 26 آبان1388
ما که رفتی هستیم.

گور بابای بقیه!!!

عاشق سیستم تناسخی خودم شدم...من و لاک پشت...!!!!!!

» نوشته شده در ساعت 14:22 توسط سیب سبز
» لینک |


زنده به گور 2
یکشنبه 1 شهریور1388
میترسم ۱ سال دیگه که میرسم دم پل هوایی روی کردستان و به سقف نیمه سوخته اش نیگا میکنم بگم:خب که چی!!!

اون موقع است که مطمئنا خودمو از اون بالا میندازم پایین تا ماشینا جنازمو تا فاطمی قل بدن....

پ.ن

تا حالا به این جمله رسیدین؟؟؟ "خب که چی؟"

» نوشته شده در ساعت 19:4 توسط سیب سبز
» لینک |


شنبه 17 مرداد1388
از اینکه یه چیزی رو همش تکرار کنم متنفرم....

از همه متنفرم....

 

» نوشته شده در ساعت 21:36 توسط سیب سبز
» لینک |


پنجشنبه 15 مرداد1388
شعور کیهانی

حلقه وحدت

لایه محافظ

ارتباط

 

» نوشته شده در ساعت 20:50 توسط سیب سبز
» لینک |


زنده به گور...
یکشنبه 28 تیر1388
پناه بردم به ویپاسانا...

یوگا....مدیتیشن.... آیروودا....

عاشق اینم که بیخیال دنیا و آدما و خاطراتم بشم...گور بابای همشون....

سیستم *دنیا به ت...م * رو پیش گرفتم ولی بازم  دوز دپرشنم این روزا بالاست...

حرفامو با بامبو هام میزنم...

از این همه لجبازی با دنیا خسته ام...

کیست که مرا یاری کند؟؟

 

» نوشته شده در ساعت 15:16 توسط سیب سبز
» لینک |


دوشنبه 1 تیر1388
فرجه ۱ ماهه بود واسه لذت بردن از زندگی...که به لطف دوستان در وزارت کشور و شورای نگهبان و ... به فنا رفت.

هنوزم با شک و تردید به این مسایل اخیر نگاه میکنم...یعنی اینا همون ایرانی هایی هستند که به قول عموی همسر مثه اسب نجیبند؟

۵ شنبه دارم بر میگردم تهران واسه امتاحانام..۱ هفته در بازداشت خانگی به سر بردم.....چون یه روز که رفته بودم خرید دست بر قضا یک باتوم از ۲ میلی متری دماغم رد شد!!!!!!!!!!و همه دوستان متفقا بر این باورند که  شورشی شدم..چون سوابق تاریکی در این زمینه دارم...هیشکی نمیدونه از ۱ سال پیش که همسر وارد زندگی اینجانب شدن منم توبه کردم..

یه کامنت داشتم که واسه یه دوست مشترک دعا کنم..خانم یا آقایی که کامنت گذاشتی...من تا وقتی  ندونم واسه کی دعا کنم که نمیتونم دعا کنم.اگر حرفمو شنیدی واضحتر بگو...دچار استرسم کردی....

» نوشته شده در ساعت 21:42 توسط سیب سبز
» لینک |


سه شنبه 26 خرداد1388
نوشتیم "میر حسین موسوی خامنه"

خواندند "محمود هاله نوری نژاد"

...............

..............

» نوشته شده در ساعت 18:51 توسط سیب سبز
» لینک |


im not here for your entertainment
دوشنبه 7 اردیبهشت1388
دست بر قضا دوباره دچار سندروم داون و منگولیسم حاد شدم....

فقط کسی میتونه کمکم کنه که ۲ تا چک جانانه تو صورتم بذاره...

که جیگرشو!!!! داره؟؟؟؟؟؟؟؟

» نوشته شده در ساعت 10:25 توسط سیب سبز
» لینک |


چهارشنبه 12 فروردین1388
فرجه ۱ ماهه واسه لذت بردن از زندگیم...وسطش کمی ....

۱ هفته تا پایان فرجه...

زندگی اون روی گندشو باز نشون میده...

» نوشته شده در ساعت 18:12 توسط سیب سبز
» لینک |


شنبه 1 فروردین1388
سال نو مبارک....

 

» نوشته شده در ساعت 18:54 توسط سیب سبز
» لینک |


من مامان شدم...
پنجشنبه 17 بهمن1387
خوشا به حال آنانکه مغزشان پاره سنگ بر میدارد...ملکوت آسمانها جایشان است.

                                                                                  انجیل ماتئوس(متی)

 

پ.ن

۱-لوح ذهنم پاک سفید است.

۲-من مامان شدم...مامان ۶ تا همستر!!!!!!

وظایف مادریمو به خوبی انجام میدم...فقط کار خطیر شیردهی به عهده من نیست!!!

تو ماشینم صندلی مخصوص گذاشتم و یه بر چسب که میگه: baby on board

تمرین خوبیه واسه آینده!!!!!

من عاشق بچه هامم....من مامان 6 تا همسترم!!!!

» نوشته شده در ساعت 16:55 توسط سیب سبز
» لینک |


there is no fuckin' way
شنبه 30 آذر1387
گرگ و میش صبح بود که فکرش اومد تو کله ام....

گفتم این دفعه که برم کرمان تمومش میکنم....

جاسوسم یه خبر مزخرف ازش برام اورد....

۲ ماه گذشت...فکرکردم......

فال گرفتم........خوب اومد....

احمق شدم....استخاره قرآن گرفتم..خیلی بد اومد.....

همه چی تموم شد...

پ. ن

کثافت همش تقصیر خودت بود....

 

» نوشته شده در ساعت 21:41 توسط سیب سبز
» لینک |


چهارشنبه 27 آذر1387
ما هستیم.....

غمت نباشه.....

» نوشته شده در ساعت 18:47 توسط سیب سبز
» لینک |


ادامه ایول خودم........1
پنجشنبه 18 مهر1387
دوریش برام سخته...

خب دوریش برام سخته دیگه...

اه ه ه عجب الاغی هستی..میگم دوریش برام سخته....

چی؟؟؟؟؟؟؟

.

.

.

برو گمشو بابا...زبون نفهم.....

پ .ن

۱- بله خودم میدونم بی تربیتم...تکبیرررررررررررر

۲- مثه اینکه دیشب خوابشو دیدم...تانگو میرقصیدیم...فکر کننننننن....ا ه ه حالم بد شد....

۳-دانشگاه خوبه ولی هر روز در ماتحت آدم گاوبازی میشه....این است ارشد خواندن در بهترین دانشگاه تهران....

» نوشته شده در ساعت 14:16 توسط سیب سبز
» لینک |


فقط خودم...یا خود تحویل گیری در حد مرگ
یکشنبه 10 شهریور1387
۱-وقتی قرار باشه یه دانشگاه تو تهران که از قضا بهترین د انشگاه توی اون رشته خاص هست واسه کارشناسی ارشد فقط رتبه های ۱ تا ۱۰ رو بگیره(اونم فقط روزانه) و باز هم از قضا تو یکی از اون ۱۰ نفر باشی چه حسی خواهی داشت؟

خب...همون حسی که من الان دارم....

از این به بعد بیشتر واستون از زندگی جدیدم و ارشد خوندن توی تهران مینویسم...هر کی خواست میخونه...هر کی هم نخواست...(سانسور اخلاقی)

۲-یه آدمی هست به نام هانس شینر که بوهای مختلف رو از پشت تلفن تشخیص میده...من عاشق این کارشم...دارم سعی میکنم که منم بتونم...این آدم قهرمان کتاب (عقاید یک دلقک)از هاینریش بل هست...محشره...اگه بخونین از جاییتون کم نمیشه....!!!!!

» نوشته شده در ساعت 13:53 توسط سیب سبز
» لینک |


دوشنبه 10 تیر1387
زندگی مگه از این هم خوشگلتر میشه؟

تق تق ... تق تق...

یخ بدم خدمتتون...؟

من که سرم تو کار خودمه....

چه دخمل گلی شدم...!!!!!!!!!

گور بابای هرچی اینترنت و بلاگ.....

مهم اینه که دارم از زندگیم کمال لذتو میبرم....

تیریپ هر چه پیش آید خوش آید....

» نوشته شده در ساعت 11:24 توسط سیب سبز
» لینک |


ایول خودم...ایول کارشناسی ارشد
چهارشنبه 1 خرداد1387
میدونین چی باحاله؟

اینکه بابای آدم صبح اول وقت زنگ بزنه و بگه که آزمون کارشناسی ارشددددددددددد با رتبه ۳۴ قبول شدی.....

اونوقت این بابای ناقلا شماره داوطلبی منو از کجا اورده الله اعلم....!!!!!!!!!!

ولی از هرجا که اورده دستش طلا....

پ . ن

عمرا به کسی شیرینی اونم از نوع شام بدم...تبریکاتتونم به صورت پیامک و نظر و .... پذیرا هستم...

اون آدمای احمقی که از تلفن عمومی زنگ میزنن و مثلا خیال میکنن ناشناسن(ارواح عمشون) و صغری و کبری تفت میدن......یه کم عقل کنن و خودشون زنگ نزنن چون همه اهل بیت ما صداشونو میشناسن...بهتر نیست کسی دیگرو واسه این شکر خوردن پیدا کنن...؟؟؟؟؟؟؟؟؟

» نوشته شده در ساعت 18:18 توسط سیب سبز
» لینک |